دی ۰۸، ۱۳۸۷

پاییز می بارد

پاییز می بارد از درخت ، برگ برگ

ضد برگ

ضد زنگ دارد شیروانی، نه ضد برگ

دی ۰۷، ۱۳۸۷

آذر ۲۶، ۱۳۸۷

ز خود رها

ز شاخه ها گذر کنیم
یکی یکی ، دوتا دو تا
به روی خانه ها رسیم
خمیده و ز خود رها

آذر ۰۶، ۱۳۸۷

شعله ی سبز درخت

وه چه پر وسوسه است
در سیاهی سکون ،
شعله ی سبز درخت

زردی من ارزانی تو

زردی من ارزانی تو،
سبزی توسرمایه من

آبان ۰۱، ۱۳۸۷

برگ خز

هر خزان نهر پر از برگ خز است
پس چرا باز درخت می شکفد؟

چسنگ . . . نارچین

چسنگ . . . نارچین
یعنی : چنار سنگچین !
البته با کمی برهم خوردگی ناشی از باد

نردبام

نردبام را به درخت بسته اند،
درخت حافظ نردبام است . . .
تازنده است ، رشد می کند و بالا میرود
وچون خشک می شود ، بالا می برد

مهر ۱۰، ۱۳۸۷

خواب سایه

چو ازخواب سایه پریدیم
بجز روشنایی ندیدیم

اسیران چمن

به اسیران چمن قصه ی پرواز مگوی
سایه سیار شود همچون ابر

مرداد ۳۱، ۱۳۸۷

منار

تا زنده بود، چنار
سر سبزبود ، منار

پس پرده

پس پرده سبزی نهان ، پیدا ست سایه
طبیعت رویش هر ساله دارد

شبچنار

خیال انگیز ِ وهم پرور
شبچنار

مرداد ۲۰، ۱۳۸۷

تیر ۲۰، ۱۳۸۷

فرسودن ونیآسودن

درخت با عمارت می گفت :
رسم زمانه همین است
فرسودن ونیآسودن

پشت دیوار

پشت دیوار تماشایی است . . . ،
همهمه ی درخت ، سایه وآفتاب

تیر ۱۹، ۱۳۸۷

پوست پوست

چه غم گر که گشتم همه پوست پوست
تو را دارم ای جان جان دوست دوست

میز میشویم

درب و صندلی و میز می شویم اگر شما خواهید
هزار تکه ی ریز می شویم اگر شما خواهید

خامیم همه

خشکیم همه گر چه کوتاه و بلند
خامیم همه گر چه عمر است دراز

!!!!!!!

!!!!!!!

تیر ۱۱، ۱۳۸۷

چنار پا سنگی

قرار ما کنار ِ چنار پا سنگی
تلاقی نگاهمان غروبِ دلتنگی

کمر چنار

کمر چنار خم گشت ، زهمنشین برقی

تیر ۰۴، ۱۳۸۷

برگ برگ می چکد

نظم از شاخه ها ، برگ برگ می چکد

آب سر بالا

تا آب سر بالا می رفت ...
سرسبز بود چنار،
حال که خشک گشته ای
ابو عطا بخوان چنار

خرداد ۲۹، ۱۳۸۷

چنارها

حیاط ِخانه را ببین ، چنارها حصارها
حصار ِخانه را ببین ، چه سارها به دارها

دل چنار

دل چناری را خوش بود
کزعطش عشق سوزان
ترک خورد،
پوست انداخت و افتاد
ما مانده ایم عریان
دل نگران

خرداد ۲۶، ۱۳۸۷

برگ و آفتاب

برگ نور می گیرد از آفتاب
و
درخت نیرو ز برگ
و
من از تو

خرداد ۲۴، ۱۳۸۷

چهل چنار

یک چنار، چهل چنار
فصل بهار، سبزی یار

رقص در باد

میرقصم در باد
میخوانم فریاد
وسعم همین است
سبزم و دلشاد

برگی بدون رنگ

برگ بالای برگ بسیار است . . .
برگی به من بده ،
برگی بدون مرگ
برگی بدون ِکبر،
برگی بدون رنگ

راز شکفتن

اکنون که بر ملا گشت
راز شکفتن ما،
پیش آ و مهربان باش
چون خاک ِ ریشه ی ما

خرداد ۱۷، ۱۳۸۷

هوار

هوار گشتی بر سرم
چو کوه سنگی بر چنار
خمیده شد اگر تنم
نرفت سبزی بهار

جوانه ها

چوروزگار، زبهرما، تبر شدی ، . . . جوانه ها

خرداد ۱۶، ۱۳۸۷

پوست کلفت

پوستم کلفت شده اما هنوز سرسبزم وسرافراز
قدم بلند شده اما هنوز جوانه دارم و طرفدار

خرداد ۰۵، ۱۳۸۷

در بر

بردر در دربدری و بیا در بر

تکامل

کمال، کامل ، تکامل
صاف را به انحنای محکم وزیبا رساندن

چنارکی نو

هر که آمد چنارکی نو کاشت
رفت و این باغ را به دیگری بگذاشت

خرداد ۰۱، ۱۳۸۷

خنجری بر دل

سالهاست . . .
این چنار،
خنجری دارد،
بر دل . . .
که فرو می رود،
. . . آرام و آهسته

نگاه چنار

پنجره فرسود، از نگاه چنار

سنگ چنار

سنگ چنار پوست چین

خسته دل ازعبور

وه که چه زود پیر شد
خسته دل ازعبور شد
داغ به سینه رنگ شد
گرچه خم اش قشنگ شد


چنارزاده

قدم نو رسیده مبارک باد
چنارزاده ، قورباغه

رد برگ

چه خورشید تابان ، چه نار
چه رد برگ سبزه ، چه باد

فروردین ۳۰، ۱۳۸۷

چه نرانیم

بیا ناگه چنار از هم نرانیم . . .
که او هم در دیار خود
دلی دارد ودلداری

روسپید

. . .زمستان رفت و
روسپیدی به چنار ماند

اسفند ۲۰، ۱۳۸۶

چنارراه

چنار راه ، دستمان کوتاه ، پایمان گمراه ، زآستان

اسفند ۱۸، ۱۳۸۶

پناه

بالا، پرنده ها ،
کنار، رونده ها،
در زیر . . . ،
گذشته ها

اسفند ۰۵، ۱۳۸۶

سایه

چنار هرچه پیرتر،
سهم نورش بیشتر،
سایه اش گسترده تر

سهم چنار

آسمان سهمی بخشیده هرچنار را